نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد . ولی باران نمیداند که من
دریایی از دردم . به ظاهر گر چه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم .
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 19:51 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |
محترمانه میمیريم محترمانه شکسته میشود دلمان بیزار میشود نگاهشان طرد میشويم ار حریم قلبشان محترمانه عذرمان را میخواهند و خراب میشويم مودبانه در پیشگاه مبارکشان محترمانه تمام عشقشان را پس میگیرند میمیريم در این فضای پر از ادب که: محترمانه می نویسند : (( از قلبمان خارج شوید . )) مودبانه لبخند میزنيم و میگویيم دوستتان داريم. خون جاری نکنید که محترمانه خواهيم رفت.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:55 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |