تقدیر و سرنوشت را بپذیر،زمانی که نمی توانی آن را تغییر دهی . و اما کوتاهی خود را به گردن شانس نینداز . آنقدر شهامت داشته باش که بپذیری خطا کردی . و آنقدر فهم و کمال داشته باش ، که بدانی چگونه خطایی را و چرا مرتکب شده ای . آنقدر محکم وبا اراده باش ، که بتوانی خطای خود را جبران نمایی . تا فرصت باقی است . با سرعت عملی همچون گردش گردون . مبادا از تو سبقت بگیرد و تو در بی خبری مانده باشی . مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 9:41 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |