عشق يك نوع مرضي است كه ميكروب آن از طريق چشم ، وارد قلب مي شود .
مرض عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس دارد .
اول شيرين ، بعد دوست داشتني ، سپس تكراري و خسته كننده و در آخر دور انداختني !
+. سه جمله ي زيبا...
1... اگه اولش به فكر آخرش نباشي ، آخرش به فكر اولش ميفتي!
2... لذتي كه در فراق است در وصال نيست . چون در فراق شوق وصال است و در وصال بيم فراق !
3... آغاز كسي باش كه پايان تو باشد !
+. مي خواستمت ولي نموندي پيشم ... حتي اگه بموني عاشقت نمي شم ... فايده نداره اشك و گريه زاري .... نه خودت رو مي خوام نه يادگاريت ... دروغ نگو تقصير اين زمونست ... هر دومون مي دونيم اينا بهونست ... به جون تو نباشي اصل حاله ... زندگي بي تو پر از عشق و حاله ... !
+. وقتي گفتي اندازه ي يه دنيا دوستت دارم ... تازه فهميدم كه چرا مي گن : دنيا كوچيكه !
+. اگه شكستن قلب و غرور صدا داشت ، عاشقان سكوت شب را ويران مي كردند !
+. وقتي كه بهم گفتي تا آخر عمر باهاتم ، تازه فهميدم كه راست مي گن : دنيا دو روزه !
+. قانون عشق :
يه پسر با يه نگاه از يه دختر خوشش مياد و عشق اول از طرف اون شروع مي شه و تا جايي كه زندگيشو پاي عشقش مي ذاره . اما دختره حرفشو باور نمي كنه ، چون : يه چيزايي از قبل ديده و شنيده . تا دختره مياد حرف پسره رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته مي شه و ميره سراغ يكي ديگه . بعد كه دختره تازه تونسته حرف پسره رو باور كنه ، ميره طرف پسره ... اما پسره رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه مي گه حدسم درست بود و پسر ها همه اينجورين ... و اون اشتباهي رو مي كنه كه قبلا شنيده بود ... و همه چيز از بين ميره و اين قانون براي همه تكرار مي شه ولي تقصير كيه و مشكل اصلي چيه ؟!؟!؟!؟!
+. عشق آن است كه هر چه بيشتر ارزاني داري ، سرشارتر شود و هر گاه آنرا در مشت گيري آسانتر از كفت رود ... پروازش ده تا كه پايدار بماند !
+. هيچ وقت رازت رو به كسي نگو . وقتي خودت نمي توني حفظش كني ، چطور انتظار داري كسي ديگه واست راز دار باشه !
+. در زندگي 3 راهو دنبال كن .
1: دوست داشتن رو براي يك تجربه .
2: عاشق شدن رو براي يك هدف .
3: فراموش كردنو براي قبول يك واقعيت .
ولي به نظر من عاشق شدن رو حذف كنيد... به اين نمي ارزه كه آدم دلش سنگي بشه !
+. شادترين افراد لزوما بهترين چيزارو ندارند . اونا فقط از اونچه كه توي راهشون هست ، بهترين استفاده رو مي برن !
+. آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي و به اندازه ي كافي اندوه داشته باشي تا انسان باقي بموني !
+. سرمايه ي عمر آدمي يك نفس است و آن يك نفس از براي يك هم نفس است .
اگر نفسي با نفسي هم نفس است ، آن يك نفس از براي يك عمر بس است !
+. دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه !
+. خنده هاي تلخ لبهام ، ديگه شد واسم يه عادت .
تو چشام نشاط و شادي ، ولي قلبم پر نفرت !
+. اگه به تو برسم به تموم دنيا رسيدم . ولي فكر نكن تو رو به خاطر دنيا مي خوام ... من دنيا رو به خاطر تو مي خوام ...دوستت دارم !
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:5 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |
من ادعا نمی کنم، همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم
ولی
می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیزدوستشان دارم.
*****
عشق ورزیدن را ازکویربیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید.
*****
درراه زندگی، با این همه تلاش وتمنا وخستگی
با اینکه ناله می کشم ازدل که: آب، آب
دیگرفریب هم به سرابم نمی برد.
*****
خدایا!!!
به داده ها،نداده ها وگرفته هایت شکر
که داده هایت، نعمت
نداده هایت، حکمت
و گرفته هایت، امتحان است.
*****
مورد علاقه بودن، قدرت می آورد
وعلاقه مند شدن،جسارت
*****
چون کسی به تو بدی کرد
تو می توانی،بدی اش را فراموش کنی،
اما
اگرتوهم به اوبدی کنی
همیشه بدی ات،درخاطرت می ماند.
*****
دوست داشتن کسی که سزاواردوستی نیست....اسراف درمحبت است
*****
به جای اینکه دروغ بگی که وقتی راست گفتی حرفتو باورنکنن
راست بگو
که اگه یه بارم دروغ گفتی، حرفتو باورکنن
*****
هیچگاه نگذار
درکوهپایه های عشق کسی دستت رابگیرد
که احساس می کنی درارتفاعات ان را رها خواهد کرد
*****
دوست داشتن ....دل می خواد نه دلیل.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:59 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |
ای تنها مسافر سرزمین دلتنگیهایم تقدیم به تو
من تو را دوست دارم از زبانت از نگاهت سوگند به شبانت به گیسوانت به کمان ابرووانت به دو چشم همیشه گریانت به نوای تارو چنگت به جهان آب ورنگت تو را از جان می پرستم.
اما حیف که که حالا از تو دورم افتاده ام و دیگر نمی توانم آن دستهای زیبا ی تو را نوازش کنم و بوسه بر آنها بزنم از راهی دور دستهایت را به رسم عشق می فشارم تا زمانی که سخنی از عشق بر زبان آوری.
من هنوز وفادارو تو هنوز چشم انتظاری من برا بغض صدای تو دلتنگم و برای چشمان تو میمیرم من تو را با عشق لمس می کنم و با تو به گذشت زمان عشق می ورزم و بی تو به گذشت زمان افسوس می خورم و هنوز با اندوخته هایی از عطر شانه های تو تنفس می کنم.
بیا به چشمانت بگو اینقدر بی امان اشک نریزد به دلت بگو چون بید نلرزد هنوز کسی هست که زیر بال آرزوهایت را بگیرد.و امید را که سر بر دیواره بی کسی گذاشته تسلی دهد.باید قبول کنیم که عشق یعنی انتظار و غم قانون عشق است.
هجران تو جانم را می فرساید.من همیشه برای تو می نویسم تو که بهانه تمام اشکهای منی
عزیزم من فدای توام خاکه پای توام و باز می گویم دوستت دارم
تقدیم به کسی که یاد وخاطراتش در غربت نیز با من است.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:49 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |